الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

30

تفسير مجمع البيان (فارسى)

راست و بار دوم پاى چپ و بار سوم دست چپ و بار چهارم پاى راست را قطع مىكنند و براى بار پنجم او را بزندان مىافكند . ابو حنيفه ميگويد : در مرتبهء سوم دست را قطع نمىكنند . بعقيدهء شيعه ، بايد چهار انگشت دزد را از بيخ قطع كرد و كف دست و انگشت ابهام را باقى گذاشت ، در مرتبهء دوم پاى چپ او را از اصل ساق بايد قطع كرد و عقب پا را باقى گذاشت در مرتبهء سوم بايد او را براى هميشه زندانى كرد ، از على ع اين مطلب به حد شهرت ، نقل شده است و شيعه بر آن اجماع دارند ، براى اثبات اين مطلب به اين آيه استدلال كرده‌اند : « فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ » ( بقره 79 : واى بر آنان كه كتاب را بدستهاى خود مىنويسند ) بديهى است كه كتاب به انگشتان نوشته مىشود ، بنا بر اين هر گاه انگشتان كسى قطع شود ، دستش قطع شده است . در اين مطلب ، خلافى نيست كه قطع دست دزد ، هنگامى واجب است كه از « حرز » و محلى محفوظ بماند ؟ دزدى كند . تنها از داود روايت شده است كه قطع دست دزد لازم است ، اعم اينكه از حرز و محفظه دزدى كند يا از جاى ديگر ، حرز ، محلى است كه معمولا براى نگهدارى چيزها مورد استفاده قرار ميگيرد و مطابق آداب و رسوم اجتماعى ، نسبت بچيزهاى مختلف ، تفاوت مىكند ، از نظر ما تعريف حرز اين است : جايى كه فقط مالك حق داخل شدن داشته باشد و ديگران بايد باذن او در آنجا تصرف كنند . جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللَّهِ : قطع دست را به منظور كيفر دزدان و مجازاتى از جانب خداوند ، بمرحلهء اجرا در آوريد ، كلمهء نكال به معناى عقوبت است . زهير گويد : و لو لا ان ينال ابا طريف * عذاب من خزيمة او نكال يعنى : چرا از خزيمه عذابى و عقوبتى به ابو طريف ، نرسد ؟ ! وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ : خداوند قادر غير مغلوب و كارهايش از روى حكمت است . فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ : كسى كه پس از سرقت ، توبه